هادی خانیکی استاد ممتاز و فرهیخته حوزه ارتباطات در یادداشتی نوشت: برای خود من دیدن «نفت سفید» از توابع «هفتکل» در استان خوزستان یک درس تاریخی بود. شهری پر رونق که در زمان فعالیت و سرزندگی خود همه مظاهر تمدنی را در دوره معاصر داشته و برخی بقایای آن همچنان نمود دارد.
کیوان لطفی و مجتبی گهستونی از فعالان حوزه اجتماعی و میراثفرهنگی در همراهی با من به نفت سفید، از من پرسیدند که با توجه به اینکه سالهاست در حوزه گفتوگو سخن میگویید حتما به شهر از این منظر که باید با ساکنان خود سخن بگوید نگاه کردهاید. آنها تاکید داشتند که در دل فضای مدرن نفت سفید با معماری و مصالح بوم آورد مواجه هستیم و پرسیدند، نفت سفید برای شما که بار نخست به آن سفر میکنید حاوی چه پیامی است و چقدر شهرها به سمت گفتوگو محور شدن سوق پیدا کردهاند؟ و من یادآور شدم: «خوزستان یکی از سرچشمههای تمدنی جهان محسوب میشود و از زمینههای مناسب برای گفتوگو بین سنت و مدرنیته برخوردار است.
وقتی سنت در برابر پرسشهای مدرن قرار میگیرد در زیست شهری و زیست اجتماعی و در شهرسازی، معماری کهن خود را میتواند باز تولید و یا بازآفرینی کند و با مختصات اقلیمی و مختصات فرهنگی و اجتماعی که داشته سعی کرده شهر مدرنی را بسازد. حتی میتواند هجوم پدیدههای مدرن شتابزده را نابود کند و یا با از بین رفتن سرمایه طبیعی، زیست فرهنگی ایرانی بازتولید بخشی از معماری ناهمگون و جدیدی را که در نفت سفید در قالب بلوکهای سیمانی و یا کاشی مشاهده میکنیم صرفا برای بالا رفتن یک چهار دیواری بیجان و بیروح است.
تعبیر شهری که بدون زلزلزله ویران شد تعبیر درستتری برای نفت سفید است. انتظار میرود که پس از هر زلزلهای، بافت سکونتگاهی و بازآفرینیهای که در آن انجام میشود بر اساس معماری سنتی اما مقاوم صورت بگیرد، اما شرایطی را که در نفت سفید دیدم غم بار است. همه این سرانجامهای تلخ را البته نباید به گردن صنعت و مدرنیته انداخت. چون جوامع متعددی را میشناسیم که از پدیدههای مدرن در امتداد سنت بهره بردند. خطاکار سیاستگذاریها و سیاستهایی است که اعمال میشود. پس ما نیاز به یک بازخوانی تاریخی و تطبیقی داریم. واقعا از انبوه ثروتهای موجود در خوزستان چگونه بهره گرفته شده است؟»
انتهای پیام/
نظر شما